موسيقي نوستالوژي همه ي ما

 
 

Balatarin

 Add to Technorati Favorites

 


لطفا از کنار طرح امنیت روانی ساده نگذرید. همه یاری کنید. لطفا!


می خواهند وبلاگ نویسان را اعدام کنند؟


آب و آتش


پا


شب ها و دل ها


 

لطفا از کنار طرح امنیت روانی ساده نگذرید. همه یاری کنید. لطفا!

هنوز چند روزی از تصویب طرح یک فوریت اعدام بلامانع مجرمان امنیت روانی نمی گذرد. علی لاریجانی هم با دفاع از این طرح بار دیگر اثبات کرد که اصولا بین او و برادرش و دیگران هیچ تفاوتی نیست. چقدر ابله بودند کسانی که فکر می کردند آمدن لاریجانی باعث پیمودن قدم های مثبت درونی می شود.

دوستان من، امروز ما در جایی ایستاده ایم که چنانچه مخالفت خودمان را برای تغییر این طرح اعلام نکنیم و مثل همیشه دست روی دست بگذاریم، فردا معلوم نیست چه بلایی سر خودمان بیاید. روی سخن من بیشتر با دوستان وبلاگنویس و فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی است. باز بودن در تفسیر به رای در این قانون به وضوح دیده می شود. قلمداد کردن برخی فعالیت های حوزه ی اندیشه به عنوان جرائم امنیت روانی چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. مهر اشاعه ی فساد و الحاد را می توان به راحتی به هر چیزی چسباند. معیار فساد و الحاد نا مشخص است. وجود بند "اعدام فوری و بدون بخشش" برائت را سخت تر می کند. تعریف صحیح این بند باید مشخص شود. باید قانونگذاران حد دقیق این موضوع را روشن کنند.

دوستان، وبلاگ نویسان محترم، فعالین اجتماعی.... پیشنهاد می کنم تا زمانی که این طرح مورد اصلاح ( در این بند ) قرار نگرفته هرگونه تلاش خودمان را برای تغییرش به کار ببندیم. ما به آدم رباها، بمب گذاران و ... کاری نداریم. هدف اصلی ما باید تمرکز روی حوزه تخصص خودمان باشد. خوشبختانه این موضوع خط قرمز محسوب نمی شود و حتی می توان در روزنامه ها هم با رعایت اصول خودسانسوری (!) پیرامون آن بحث کرد.

لطفا این موضوع را جدی بگیرید.
لطفا بیایید صدایمان را به گوش لاریجانی برسانیم که جرم اندیشیدین "حکم مفسد فی الارض" نیست!
لطفا هر کس در حد توانش تا زمان اصلاح طرح در مورد این موضوع بنویسد.
لطفا ساده از کنار این موضوع نگذرید.

بدرود.
 

نظرات (1)

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 13/04/1387

   
  Balatarin   http://www.bazri.com/blog-pck-mws-84me/post?190


می خواهند وبلاگ نویسان را اعدام کنند؟

در خبرها خواندیم که 20 نماینده ی مجلس شورای اسلامی (!) خواهان اختصاص حکم اعدام برای جرائم امنیت روانی شدند. تا اینجای کار برخی از نمایندگان مجلس به مخالفت شدید با این طرح برخواسته اند. معلوم نیست نتیجه چه خواهد شد و به کدام سمت و سو خواهد رفت. اما آنچه که باید در آن تامل کرد، ردپای حضور خلخالی ها در مجلس هشتم است.

پارسال مطلبی نوشته بودم پیرامون دفاع جواد لاریجانی از مجازات سنگسار که با افتخار گفته بود آن را اجرا می کنیم. حال در کشوری که هر لحظه زیر حمله های کانون ها و مجامع دفاع از حقوق بشر قرار دارد، بار دیگر برخی مدعیان شناخت قانون و قانونگذاری، به جای اینکه برای مجازات اعدام شرایط سخت تری در نظر گیرند، در صدد گسترش دامنه ی اجرای آن بر آمده اند.

در لیست جرایم مربوط به حوزه ی امنیت روانی مواردی چون "راهزني، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکيل خانه فساد و فحشا و قاچاق انسان به منظور سوء استفاده جنسي، شرارت، آدم ربايي به قصد تجاوز يا اخاذي ،هر فعاليت اينترنتي که مروج فساد باشد" به چشم می خورد. در خبر مورد اشاره ذکر شده "ويژگي بارز آن «اعدام» مجرمان به صورت فوري و بدون بخشش است".

نکته ی مهمی که باید به آن پرداخت "هر فعاليت اينترنتي که مروج فساد باشد" است. ناخود آگاه این سوال ها در ذهن من بوجود می آید که :

- چه فعالیت اینترنتی ای مروج فساد است؟
- به چه انگیزه ای درصدند که مجرمان به صورت فوری و بدون بخشش اعدام شوند؟
- تعریف فساد در ذهن آقایان چیست؟
- آیا کسی که عقاید مخالف خود را در هر حوزه ای در وبلاگش می نویسد مروج فساد است؟
- آیا کسی که در وبلاگش اقدام به مثلا افشاگری می کند امنیت روانی جامعه را مختل کرده؟
- آیا نوشتن مطالبی پیرامون مقوله های حقوق بشری که با ساختارهای مورد قبول آقایان جور نیست مروج فساد است؟
- آیا دفاع از حقوق برابر، آزادی و آزاد اندیشی به معنی تلاش برای ترویج فساد است؟
- آیا مثل همیشه تشخیص خط قرمز امنیت روانی جامعه به عهده ی کسانیست که از مشکلات جامعه بی خبرند؟
- آیا این 20 قانونگذار، بند جرایم اینترنتی را به دلیل اینکه می خواسته اند خود را بروز به تکنولوژی معرفی کنند گنجانده اند؟
- و چندین سوال دیگر ...

در عجبم! این همه حرص برای ریختن خون دیگران برای چیست؟ آیا یک ایدئولوژی تا این حد انسان را می تواند تغییر دهد؟ تا این حد که به راحتی برای مرگ و زندگی دیگران تصمیم بگیرند؟ اصلا به فرض اینکه شما قصدتان از فساد، تنها فساد جنسی است. به فرض اینکه شما منظورتان از فساد در اینترنت پخش تصاویر مستهجن باشد. آیا صرف اینکه به طور مثال یک بیمار جنسی ( که امروزه اکثر ایرانیان را بیماران جنسی تشکیل می دهند ) تصاویری را بدون تعقل بر اینترنت گذاشته است، عوض درمان مساله باید آن شخص را اعدام کرد؟

و هزاران اما و اگر دیگر که نه شما حوصله ی خواندنش را دارید و نه من حوصله ی بیانش را. قطعا عاقبت ما به خیر نمی شود!

بدرود.
 

نظرات (4)

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 12/04/1387

   
  Balatarin   http://www.bazri.com/blog-pck-mws-84me/post?189


آب و آتش

اگر آب را روی آتش بپاشید، آن را خواهد کشت. آب دشمن آتش است.
اگر آب را درون ظرفی، ولو ساخته شده از کاغذ، بر روی آتش قرار دهید، اینجا آب است که بخار و نابود می شود.
پس از نابودی آب، کاغذ می سوزد و نابود خواهد شد.
آتش برای نابودی دشمنش ( آب ) نیاز به کسانی دارد ( کاغذ ) که همیشه زورش به آن ها می چربیده.
مادامیکه آب بر روی کاغذ وجود داشته باشد، کاغذ زنده خواهد ماند.

در جامعه هم همینطور است. قدرتمندان ( از هر نوع، اقتصادي، سیاسي ... ) برای نابودی دشمنان حقیقی شان نیازمند فدا کردن ضعیف ها هستند.

بدرود
 

نظرات (1)

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 12/04/1387

   
  Balatarin   http://www.bazri.com/blog-pck-mws-84me/post?188


پا

در را که باز کرد همانجا ماند و با صدای بلند صدایم کرد. دم در رفتم. خودش را روی ویلچر جا به جا کرد و گفت "اکنون بدون پا، چگونه قدم به خانه بگذارم؟"
 

نظرات (-)

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 11/04/1387

   
  Balatarin   http://www.bazri.com/blog-pck-mws-84me/post?187


شب ها و دل ها

شب ها دیگر آنقدر تاریک نیست که بتوان ستاره ها را دید.
دل ها اما سیاه تر از آنست که همدیگر را ببینند.
--------------------------------
و یا
--------------------------------
شب هاتان سیاه
دل هاتان سیاه
نه آنقدر که ستاره بچینید
همانقدر که هم نبینید
--------------------------------

کدام را می پسندید؟
 

نظرات (3)

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 09/04/1387

   
  Balatarin   http://www.bazri.com/blog-pck-mws-84me/post?186


بچه های قدیم و جدید و خداشناسی

درود.

اگر برای هر چیز هم بگوییم "فلان هم فلان های قدیم"، اما برای بچه ها نمی شود این را گفت. یکی از دوستان تعریف می کرد برای انجام کاری به خانه ی یکی از اقوام رفته بوده. در بین کار، بچه ی 6 ساله ی فامیلشان پیشش می آید و جوری که پدرش نفهمد می گوید :

- می دونستی خدا الکیه؟
- نه! جدی می گی؟
- آره! الکیه. فقط برای این می گن هست تا مردم کار بد نکنن.
- چه جالب! نمی دونستم. کی بهت گفته؟
- خودم فهمیدم. الکیه.
- چه طوری فهمیدی؟
- امتحانش کردم! بهش گفتم خدا اگه واقعا وجود داری، من رو اسپایدر من کن! نتونست.
- خوب شاید داره کاراش رو انجام می ده. شاید یکم طول می کشه؟
- نه! بهش 2 هفته وقت دادم. نتونست!

یادم می آید بچه که بودم، یک کارتن داشتیم که درونش پر دفتر 40 برگ و خودکار و مداد و ... بود. هر زمان چیزی لازم داشتیم از آنجا بر می داشتیم. یاد می آید روزی رفتم کنار کارتن سر بسته نشستم و به خدا گفتم "خدایا من 10 تا قل هوالله می خونم، وقتی در جعبه رو باز کردم توش گنج بزار" ! آن زمان ها من عشق پیدا کردن گنج داشتم و همه ی راه های ممکن را برایش رفته بودم! القصه! 10 تا را خواندم و در جعبه را با هیجان باز کردم. اما هیچ چیز غیر از دفتر و خودکار درونش نبود. دوباره در را بستم و این بار برای 100 قل هوالله از خدا گنج خواستم. باز هم نشد. داستان را با 200 قل هوالله تکرار کردم، با 300 و حتی 500 تا! اما باز هم از هیچ چیز خدا جایش نگذاشت. قابل درک است حس اندوهی که برای یک بچه ی 7 ساله بعد از اینگونه ناامیدی ایجاد می شود. تا مدت ها به این قضیه فکر کردم و آخر نمی دانم که بود که در جواب گله ی من از خدا گفت "حتما حکمتی داشته و خدا خودش بهتر می داند. نگران نباش." و اینگونه شد که ایمان من در آن لحظه به خدا باقی ماند.

چقدر خنده دار است که ما هم مثل پیرمرد ها، با مشاهده ی تفاوت فاحش بچگی خودمان با بچه های حال، دهانمان باز می ماند! سرعت پیشرفت تکنولوژی با همان تصاعد لگاریتمی اش روی فرهنگ ها هم تاثیر گذاشته. به نظر شما روزی می رسد که دانشمندان هسته ای ما را کودکان 14 ساله تشکیل دهند؟!؟!

بدرود
 

نظرات (5)

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 06/04/1387

   
  Balatarin   http://www.bazri.com/blog-pck-mws-84me/post?185


 

 © 2008 Bazri.Com All Rights Reserved.

Powered & Developed By MaxWeS Co,Ltd.

تمامي حقوق محفوظ است. 1386

طراحي و پشتيباني از : برترين راهکار وب