|
12/04/1388 |
آب به آسیاب دشمن ریختن یعنی چه؟!
|
|
 |
بسیار وقتها شده که مطلب یا تحلیلای را جایی بیان میکنیم اما به جای گرفتن پاسخی منطقی، تنها با جملاتی نظیر آنچه در ادامه آمده مواجه میشویم :
- این حرفها در این موقعیت آب به آسیاب دشمن ریختن است.
- این حرفها در این مرحله جلوی اتحاد را میگیرد.
- این حرفها آب به آسیاب احمدینژاد و کیهان ریختن است.
- ...
جالب اینکه دیالوگهای بالا از دهان کسانی خارج میشود که به نوعی ادعای روشنفکری دارند؛ اما اولین پایهی روشنفکری یعنی تقدس زدایی از واژگان، مفاهیم و موضوعات را نادیده میگیرند. تحلیلگر، اگر بنا باشد که با ملاحظه، چشماَش را بر روی برخی وقایع ببندد، و یا به بیانی سادهتر، گزینشی فکتها را در دایرهی تحلیل خود بریزد بویی از روشنفکری نبرده، تبدیل میشود به یک ابزار پروپاگاندا. رسیدن به هدفی متعالی تنها در سایهی جریان آزاد رسانه و اطلاعرسانی شکل میگیرد. اینطور بگویم؛ همانقدر که شنیدن جملهی "آب به آسیاب دشمن ریختن" از جانب کیهانیان و اصولگرایان ابلهانه است، ما نیز نباید آن را بیان کنیم. وجود جریان آزاد اطلاعات است که مصونیت ساختگی را از افراد یا جنبشها در برابر نقد میگیرد و از فساد جلوگیری میکند.
در این برههی خاص زمانی که با آن روبهرو هستیم، افراد اندکی از خیل تحلیلگران سیاسی و وبلاگنویسان اقدام به تحلیل مواضع و راهکارهای معترضین میکنند. این وظیفهی آنهاست تا با گوشزد مواردی، از به انحراف کشیدهشدن جنبش یا طرز فکر کسانی که در معرض خطرند جلوگیری کرده و آنها را به تفکر صحیح وادارند. اتفاقاتی که در روزهای اخیر رخ داد، چیزی نیست که برای اولین بار در تاریخ به وقوع پیوسته باشد. تاریخ پر است از این دست رویدادها. نه حتی تاریخ ملل دیگر و در سدها سال پیش؛ تنها نگاهی به کشور خودمان در نیم قرن گذشته کافیست تا موارد مشابه زیادی پیدا کنیم.
بگذارید با مثالی ساده مطلب سربستهی خود را تمام کنم. پس از انقلاب 57، مسالهی حجاب بهوجود آمد و برای مدتی تبدیل به دغدغهی اصلی بسیاری اقشار جامعه شد. در این بین، بسیاری از به اصطلاح روشنفکران حتی سکولار جامعهی ایرانی بودند که به دلیل حفظ اتحاد به حجاب اجباری تن دادند. توجیه اصلی آنها این بود که "نگذارید اتحادمان از بین رود، برای حفظ انقلابی که کردهایم یک روسروی به سر کردن به کسی فشار نمیآورد". نتیجهی آن "آب به آسیاب دشمن نریختن به بهانهی اتحاد"، امروز قابل درک است.
هدف وسیله را توجیه نمیکند. اگر اتحادی که از قبل وجود نداشته حال به گونهای ایجاد شده، دلیل نمیشود که چشم خود را بر روی انحرافات آن ببندیم. سخن من با آن دسته از افرادیست که کافیست بشنوند بالای چشم موسوی ابروست تا در کسری از ثانیه دودمان طرف را نابود کنند. سخن من با آنانیست که وقتی تغییر شعارها را خواهان میشویم ادعا میکنند اتحادمان از بین میرود. اتحاد به چه درد میخورد وقتی قرار است در مسیر اشتباه قرار گیرد؟ اتحاد به چه کار خواهد آمد که اگر به پیروزی رسد هزار مدعی پیدا خواهد کرد که با هم سر ناسازگاری دارند؟ اتحادی که اهداف و محورهایش برای تک تک متحدین مشخص نباشد کار به کجا میبرد؟ آیا در تاریخ معاصرمان شاهد همین اتحادها نبودهایم که فرزندان خود را خورده است؟
|
12/04/1388 |
این روزها که میگذرد ...
|
|
 |
هزار حرف و نظر دارم از این روزها. میدانم چهطور باید گفت، اما توان گفتناَم نیست، نمیتوانم.
بعضیهامان از هر دو طرف میخوریم. چه آنها که بالاها نشستهاند و چه کسانی که در اطرافمان حضور دارند. اینطور میشود که ناخواسته از اکثریت فاصله میگیریم. حقیقتگویی بدون ملاحظه که شود ضربه میخوری از همه کس و همه چیز. متهم میشوی، به هزار و یک لقب. حرفاَت به سخره گرفته میشود و طرد میشوی، از عوام، از بالا، از هر طرف که فکرش کنی.
ما در اقلیتایم. اقلیتای که خود نساختهایم، اما به جرم دانستن در آن قرار میگیریم. نه البته دانستن از همان جنس که اکثریت ادعا میکنند. بلکه دانشمان برای آنها نادانی جلوه میکند.
کاش شناخت جایگاه دوست و دشمن برای همه کس آسوده بود. کاش.
|
09/04/1388 |
محمد خاتمی: برای ما اصل نظام و انقلاب مهم است
|
|
 |
چند کلام از مادر عروس (سید محمد خاتمی):
«مطمئن هستم همه شما از سر دلسوزی برای نظام، اسلام، ايران و انقلاب تلاش میکنيد.»
«برايم نظام امر مقدسی بوده که حاصل انقلاب اصيل دينی و مردمی بوده است که برای آن هزينه پرداختيم.»
«تفاوتی که امام و انقلاب ما با ساير جنبشها داشته اين است که انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی را عرضه کرد و معتقدم يکی از موارد تضعيف نظام اين است که در داخل از معيارهای جمهوری اسلامی منحرف شويم؛طبيعی است بيگانگان هم هدفشان لطمه زدن به اين دستاورد است.»
«ما بايد جلوی خدشه دار شدن اعتماد عمومی را بگيريم تا اصل نظام لطمه نبيند چرا که ضرر اين مساله بسيار بيشتر از آن است که چه کسی رييس جمهور است.»
پ.ن 1 - البته که این مطالب قدیمی نیست، مربوط به ساعاتی پس از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان است.
پ.ن 2 - کسانی که عقیده دارند من گزینشی سخنان را انتخاب کردم، میتوانند متن کامل را بخوانند. من قسمتهایی را که به دید شخصیاَم مهم بود جدا کردم.
|
05/04/1388 |
بیانیهی جمعی از وبلاگنویسان دربارهی وقایع اخير
|
|
 |
۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را-که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راه پيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است»-رعایت کنند.
۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریِ مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت میكنيم، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people’s legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran’s Constitution which emphasizes “Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam.”
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
July 26, 2009
|
05/04/1388 |
مطلب بینظیری از اسماعیل نوری علا
|
|
 |
از اسماعیل نوری علا میخوانیم :
"پريروز با يکی از آشنايانم، که چندين بار با من در اين بحث کرده بود که بايکوت کردن انتخابات اشتباه است، تلفنی گفتگو می کردم و می گفتم که آنچه با تقلب انتخاباتی و دفاع رهبر از آن رخ داد تاريخ ما را دو سه دهه جلو انداخته، رژيم را از مشروعيت تخليه کرده و چهرهء کريه حکومت ايدئولوژيک را آشکار ساخته است. وقتی به پايان سخنان هيجان زدهء خود در مورد رستاخيز غرور آفرين مردم شرافتمند وطنمان رسيدم، مخاطبم، طعنه زنان، گفت: «فلانی، می بينی شرکت مردم در انتخابات چه زلزله ای آفريده و حکومت اسلامی را چگونه تا لبهء سقوط برده است؟ انصاف بده؛ اگر مردم بجای حرف ما به توصيهء شماها عمل کرده بودند و انتخابات بوسيلهء اکثريتی از مردم بايکوت شده بود اين وقايعی که تو با هيجان از آن سخن می گوئی اصلاً رخ می داد؟»
از حرفش دلم گرفت. راستش را بگويم، انتظار اين همه «وقاحت» را نداشتم"
ادامه را خبرنامهی گویا بخوانید.

"به خاطر تو
به خاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک
به خاک افتادند"
فیلم لحظهی پر کشیدن "ندا" را تقدیم میکنم به تمام طرفداران فاشیست احمدینژاد، و به آنان که توحش در بند بند وجودشان رخنه کرده. به تمام مزدوران، به تمام آنانکه مکتب، ماشه چکاندن و باتوم بالابردنشان را توجیه میکند. به آنان که از ریختن خونها ابایی ندارند و به تمام آنان که روی در روی ملت ایستادهاَند.
|